تبليغاتX
html> این راه بی نهایت
این راه بی نهایت

بعضی ها از مرگ میترسند.... اما بدانید که ترس برادر مرگ است


فریاد از ...

صبح از خواب بیدار شدم ... چشماممو باز کردم .... دیدم دو باره یه روز دیگر رو باید سپری کنم ... وایییییییی حالا امروز رو چه جوری بگذرونیم ... این واییی گفتن من بی دلیل نبود ... اگه میخوایین دلیلش رو بدونین ادامش رو بخونین ... کنترل تلوزیون رو بر داشتم و تلوزیون رو روشن کردم ... دیگه این برنامه های تلوزیونی هم روز به روز داره مسخره گیش رو نشون میده .... هر فیلمی رو یا ده بار میذاره ، یا صد بار میذاره ، یا هزار بار ... حالا صد بار یا هزار با رو نمیذاره و لی ده بار رو که حتما میذاره ... حالا اینها به کنار ... زدم یه شبکه ای دیدم دو نفر وایسادن جلو ی هم ... این داد بزن اون داد بزن ... این چرت و چرت بگو ... اون چرت و پرت بگو ... این دعوا کن ، اون دعوا کن ... منم اعصابم خورد شد تلوزیون رو خاموش کردم کنترل هم پرت کردم یه جایی ... کنترل کجا خورد خدا میدونه ... خلاصه زدم بیرون گفتم یه چند قدمی بیرون از خونه راه برم شاید حالم سر جاش بیاد ... تا پا از در خونه گذاشتم بیرون دیدم یه شی با سرعت میاد به طرفم ..... شانس آوردم که جا خالی دادم وگرنه دکوراسیون برام نمونده بود ... دیدم داد و هوار داره از همسایه خونه رو به روی مون بلند میشه ... یه زن و شوهر بودن که تا سه روز بیشتر نیومده بودن خونه رو به روبیی مون  ....  خوبه که سه روز از زندگیشون بیشتر نگذشته ... تا آخر عمر میخوان چه کار کنن ؟ ... به راهم ادامه دادم ... کنار بلوار قدم میزدم ... سر چهار راه رسیدم ... یه طرف چراغ قرمز بود یه طرف چراق سبز ... چراغ قرمزه که سبز شد یه ماشین با سرعت از ماشین های جلوییش سبقت گرفت ..سمت چپ جلوی ماشینش خورد به سمت راست عقب یه ماشینی ... یه خراش بیشتر بر نداشت ... راننده هردو ماشین پیاده شدن برا دعوا .. راننده ماشینی که زد به ماشین جلوییش ، از ماشینش یه بیل و کلنگی برداشت ... مردم ریختند که از هم دیگه جداشون کنن .. دیگه از بین جمعیت نفهمیدم چی شد فقط یه صدای آخ شنیدم ... هر کی بود خدا رحمتش کنه ... وقتی برگشتم خوردم به یه مردی ... هیچی بهش نگفتم و به راهم ادامه دادم و لی اون یارو وایساد و هی بدو بیراه میگفت ... منم هیچی بهش نگفتم ... بهم گفت :مگه کوری ...  منم گفتم :برو بابا ... فکر کنم یکمی بلند گفتم چون دیدم دسش رو شونمه ... بعدش چششم رو که باز کردم دیدم گوشه زندونم ... یکی از زندونی ها هم داشت هوار هوار آواز میخوند .... منم از این همه سر و صدا و دعوا اعصاب برام نمونده بود .... بهش گفتم : ساکت شو ... یه دفعه بلند شد و اومد به طرفم که از خواب پریدم .... آخیشششش همش خواب بود ... ولی چه خوابی بود ... بد ترین کابوس بود برام .... یکمی فکر کردم که نکنه این دفعه بازم خواب باشه یا اگه خواب نباشه همه قضیه ای که در خواب دیدم رو اتفاق بی افته ... بلند شدم رفتم به سمت تلوزیون ... کنترل رو بر داشتم ... میترسیدم که تلوزیون رو خاموش کنم ... انگشتم رو دکمه powerبود ... بلاخره انگشتم رو فشار دادم ... همه کانال ها رو زدم .... هیچ کانالی خبری از دعوا نبود ... رفتم لب پنجره دیدم اون زوجی رو که تازه اومده بودن دیروز ظهر رفته بودن مسافرت ... رفتم به پشت بوم ... هیچ خبری از دعوا نبود ...  لبخندی زدم .... ولی از هرچی دعوا و داد هست متنفرم ...

 

شما چی ؟ ... شما چقدر در روز دعوا میکنید و داد میزنید ؟؟؟ .... گرچه میدونم شما دوست های گلم هیچ وقت از داد خوشتون نمیاد ....

چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 توسط MahyaR |

ماه رمضان مبارک باد ...

 

سلام  ...

اين روزا اصلا حوصله آپ کردن ندارم ...

ولي به اين مي ارزه که ماه رمضان رو تبريک بگم ...

فرا رسيدن ماه رمضان بر همه مبارک باد ... اميد وارم همه در اين فرصت طلايي نهايت تلاششون رو بکنند

 تا پاک و منزه حسابشون رو به خدا پس بدن ... فقط همين ماه هم نيست ... 

ولي اين ماه هم  ماه رمضانه ... به هر حال اميد وارم از اين ماه خوب استفاده کنيم ...

ماه رمضان بر همه مبارک باد

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

جمعه سی ام مرداد 1388 توسط MahyaR |

ترس

 

    روزی داشتم برای خودم قدم میزدم .... دیدم یه پسر بچه داره میدود و هی داد میزنه :

    - آی سوسک ..... آی سوسک ..

    منو ندید و با صورت بهم برخورد کرد .... با دو دستم گرفتمش و ازش پرسیدم :

    -  چیه ... چی شده .... چرا چشماتو بستی و هی داد میزنی و میدویی ؟ ....

     نفس نفس میزد و داشت از ترس میلرزید  بعدش قضیه رو بهم گفت ... ترسش از این بود که تو

اتاقش یه سوسک خیلی خیلی بزرگ دیده .... بهش گفتم :

    - پسر جون سوسک که ترس نداره .... فقط یه خورده چندش آوره .... یه دم پایی بردار برو به سمتش

با دمپایی که دستته محکم بزن تو سرش ....

    کمی فکر کرد و بدون اینکه چیزی بگه برگشت و رفت ... چند روزی ازش خبری نبود که بلاخره دیدم با

 یه دمپایی دست راستش و با یه پشه کش دست چپش داره راه میره و هی اینور و اونور نگاه میکنه ....

وقتی به منم رسید متوجه من هم نشد ... بهش گفتم :

     - چی شد داری چه کار میکنی ؟ ...

     جلوی من ایستاده بود  هی به کارش ادامه میداد .... گفت :

     - چی ، چی شد ؟ ....

     گفتم :

    -  سوسکه دیگه ...

 همین جور مشغول کارش بود و اصلا به من توجه ای نمیکرد .... گفت :

    - ها .... سوسکه ... همون کاری رو که گفتی کردم .... اول با دمپایی زدم تو سرش .... خیلی فرز بود

 و لی بالااخره کشتمش .... از اون موقع تا الان هم یه بیست تایی کشتم .... الان هم دارم دنبال

 سوسک میکنم ...

     بعدش هم به راهش ادامه داد و رفت ..

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اینم عکس بزرگترین سوسک دنیا

 

سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 توسط MahyaR |

عیدتان مبارک

 

میلاد با سعادت امام حسین (ع) امام سوم شیعیان مبارک .

 

ولادت امام حسین (ع) بر همه مسلمانان مبارک .

یکشنبه چهارم مرداد 1388 توسط MahyaR |

اینم یه اپ دیگه

 

 

یکشنبه چهاردهم تیر 1388 توسط MahyaR |

باز اومدم ....

 

سلام به همه عزیز های دلنشکسته .... ببخشید که یه چند ماهی اپ نکردم ... اصلا

حوصه نداشتم اپ کنم  حوصله تو نت اومد رو هم نداشتم ...اما برای اینکه وبم رو

پلمپ نکنن مجبور شدم اپ کنم ....

 

این روزا هر بشری رو که میبینم یا اخمش رفته تو هم ، یا حوصله نداره ، یا عصبانیه ، یا میخواد دعوا کنه

، یا میزنه رودنده چپ و با آدم حرف نمیزنه  ، یا هر کاری میکنه .... نمیدونم چرا این جوری شده .... قبلا

ها که این جور نبود....شاید به خاطر دود و دم و هوای الوده هست . شایدم به خاطره سر و صدا و بوق

ماشینا هو دینگ دینگ و دنگ دنگتعمیر گاه هاست ....بیچاره تعمیر گاه ها چه کار دارند .... همش تقصیر

این دله دیگه ... همرو تقصیر میدونه .... مثل یه ادم عصبانی دیدین و قتی اعصابش خورد میشه به هر

کسی که دم دسش برسه میپره ... خوب چه کار کنه قریضیه دیگه ... چه کارش میشه کرد ..... ولی اخه

چه قریضه ای ....اون بیچاره ای که بیگناه هست هم کتک میخوره ... خوب چه قریضه ایه .... حالا

بگذریم ... داشتم میگفتم همه رفتن تو لاک خودشون و یه  ثانیه هم بیرون نمیان ... به هیچ کسی هم

کاری ندارن .... قدیما ها مگه این جوری بود .... همش تقصیر این کامپیوتر و اینترنت و کافی نت و کافی

شاپ و lcd و این چیزاست .... خوب اینا چه کار دارن .... اصلا توجه کردین که اگه اینا نبود چقدر از

کارامون لنگ بود ... آیا میدانید که اگه اینترنت نبود ما چه کار باید میکردیم ..... 60 تا 70 درصد دوستی از

اینتر نته ... ( البته اگه درست استفاده بشه )  .....  ایا میدانید که اگه اینترنت نبود ما چه طوری این

مقاله و هر چیز دیگه ای از کجا باد می اوردیم ..... خوب از کتاب .... اره ماشاالله هزار ماشا الله ..... یه

دفعه استادمون میگه برید درباره  نمیدونم حشرات  فضایی تحقیق کنید بیارید ... حالا ما بریم از کدوم

کتاب گیر بیاریم .... تازه اگه باشه ... اونم 300 ، 400 جلد باشه .... حالا بشین هی بخون.... در مورد

( استاد و تحقیقم شوخی کردم ) .... اگه یک دقیقه برق بره ، همه چی برق میره ....  مخمون میره

همه  ...همه چی میره ..... فکر کنید که تو صحرای کویر هستید ..... اونم وسط تابستون .... 200 تا کولر

هم خنکمون نمیکنه..... یه دفعه بق بره  چی میشه ؟... خوب بگذریم .... خلاصه این مکافات ها بود

که من این جوری شدم ....اینتر نت نه ... همین هایی که نمیشه باهاشون حرف زد ... ویروس اینجور

ادما من رو هم گرفت مثل خودشون شدم ...باور نمیکنید ... ارشیو مطالب رو ببینید ... 4 ماهه که اپ

نکردم ... اما بلاخره لنفوسید و فاگوسید های من ...( دو رفیق فابریکم )  .... کاراین ویروس هارو ساخت

و من به حالت اولم برگشتم ... یهوووووووووووو ..... خوب من فط میخواستم بگم که زیاد تولاک خودتون

نباشید .... یعنی  شاد باشید ... باهم باشید .. کیف کنید .... اخم نکنید ، حوصله داشته باشید ،

عصبانی نباشید ، دعوا نکنید ، رو دنده چپ نباشید و با دوستاتون حرف بزنید .... چون هیچ چیز بهتر از

یه دوست واقعی و خوب نمیشه امیدوارم از تعطیلاتتون خوب استفاده کنید.

یکشنبه چهاردهم تیر 1388 توسط MahyaR |

سال نو مبارک باد

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

سلام به همه

امید وارم همه خمب و سلامت باشید

سال ۱۳۸۸ را به همه مسلمانان مبارک باد

فعلا اپی ندارم ولی منتظر باشید

موفق باشین همه شما

اما این گل رو بهتون تقدیم میکنم

سال نو مبارک

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

جمعه سی ام اسفند 1387 توسط MahyaR |

دنیای زنجیری

 

دنیا اولش بدون زنجیر بود ...

خداوند دنیا رو بی زنجیر آفرید ...

آدم زنجیر رو ساخت ...

شیطان کمکش کرد ...

دل ها زنجیری شد ...

دنیا زنجیری شد ...

.

.

.

.

و همه هم دیوانه زنجیری ...........

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 توسط MahyaR |

آغاز

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

 

زمان زود ميگذرد ..... به فکر باش ......

یکشنبه هفدهم آذر 1387 توسط MahyaR |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

  بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

سلام......

حضور شما رو به این وب خیر مقدم میگم .....

این وب تازه ساخته شده ....

 به زودی مطالب جالب و طرح های خودم رو مشاهده میکنید ...

باز هم به وب خودتون سر بزنید ...

هر لحظه خوش و  باشید ....

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com     بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

شنبه شانزدهم آذر 1387 توسط MahyaR |



لطفا در نظر سنجی وبلاگ شرکت فرمایید ..
از اینکه به وب خودتان سر میزنید بی نهایت سپاس گذاریم ..

yaarmaah@yahoo.com

فریاد از ...
ماه رمضان مبارک باد ...
ترس
عیدتان مبارک
اینم یه اپ دیگه
باز اومدم ....
سال نو مبارک باد
دنیای زنجیری
آغاز
بسم الله الرحمن الرحیم

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اسفند 1387
آذر 1387

*از نوک قلم ( بانک فیلمنامه)*
*طرح های اورژینال برای لباس خانمها*
* در امتداد نگاه تو *
*دختران جوان*
*حریم عشق*
*شور تر از قند شیرین تر از نمک*
*عاشق تنها*
*دیوانگی*
*فقط اس ام اس های باحال*
*پاني (سياوش خيرابي)*
*مسند خورشید*
*اين راه بي نهايت*
*اجبار به فراموشی*
*شاد زيستن مهمتر از هر چيزست....*
*تلنگر*
*ورزش هاي رزمي*
*دانلود کتاب دانشگاهی*
*پسر اژدها*
* فقط امروز ...شاید فردایی نباشد*
*شهر فرنگ از همه رنگ*
*حریم عشق(هستی)*
*ستاره منش*
*السا*
*عقیق*
*ستاره منش 2*
*بيا تو بد نيست*
*زندگیم بی تو هیچ است*
•..¸.¸.•*'¤°.¸¸.•دلتنگــــم.¸¸¸.•*'¤°.¸¸
*تنها*
*قطعه ای برای نشنیدن*
*در خیره های چشمم تصویر تو خدا شد*
*سمفوني عشق*
*به نام خدای عاشق*
*دل نوشته*
*دل شکسته*
*منفی هجده 18-*
*از دیار پریان*
*مدادومدار*
*قاصدک*
*عاشق تنها (مهشید)*
*عاشق خدا*
*عشق ابدی*
*ایران و ایرانیان*
*مداد رنگی من*
*من و خیابون خاطره ها*
*گینگیلی گامبو*
*وب سایت حمایتو تبلیغ از وب سایت شما*
*فصل دیدار*
*ساحل رویا ها*
*لحظه های تکرار نشدنی*
*فردای روشن*
*گل های ابدی*
*روضه قلب*
*هم قسم*
*$$$$$$$ (ساسان)*
*تپش سایه ی دوست*
*من رویایی در سر دارم*
*تنها نفر*
*تپش سایه دوست*
*ناله های عاشقانه*
*منبع کد آهنگ*
*wipoo *
*ستاره سهیل*
*را و رسم عاشقی*
*ما 17نفر*

RSS 2.0

Bahar-20 بهاربيست

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

Weblog Theme By Blog Skin


JavaScript Codes

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس